گنگ خواب دیده
چشم ما نگران توست ای ایران ای خاک اهورایی

آران و بیدگل ؟-آران بیدگل ؟-بیدگل و آران ؟-گل آرا ؟-بیدگل ؟-آران ؟-آران کاشان ؟-بیدگل کاشان ؟-آران و بیدگل کاشان ؟-بیداران ؟-بیدارشهر ؟-آران و حومه ؟-بیدگل و حومه ؟-خواب شهر؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعضی ها میگن سازمان نقشه برداری هر سال که می خواد نقشه های جدید چاپ کنه زنگ می زنه فرمانداری آران و بیدگل نام جدید شهرستان رو می پرسه! اگه هم اون سال توی آران و بیدگل سر اسم دعوا باشه مرکز شهرستان می شه ابوزید آباد! تازه از این جالب تر اسامی مراکز صنعتی و تجاری و تفریحی و غیره : پارک شهید مهدی سلمانی آرانی ، شهرک صنعتی صباحی بیدگلی! جالب نیست؟ پس اینجا رو داشته باشین : امامزاده قاسم بیدگل! ، امامزاده محمد هلال آران ، امامزاده هاشم بن علی بیدگل 10 کیلومتر ، امامزداه هاشم بن علی بیدگل 5 کیلومتر ، امامزاده هاشم بن علی بیدگل بپیچ به چپ ، امامزاده هاشم بن علی بیدگل بپیچ به راست!!!!!!!!!! باز از اون جالب تر تابلوهای مدخل شهره. جاده جدید بیدگل شو خط می زنن جاده قدیم آران شو. بابا شد قرن بیستم تموم شد رفت پی کارش ما هنوز موندیم تو عهد بوق.

 حالا قشنگیش اینجاست که همه اونایی که سر اسم شهر مبارکشون جانفشانی ها می کنند موقعی که توی یه شهر دیگه ازشون می پرسن اهل کجایین می گن کاشان!!

به شهر کویریان سبز دل، دروازه کویر مرکزی ایران خوش آمدید.

قصد توهین ندارم. این کلمات: کویریان سبزدل، دوازه کویر مرکزی ایران، شهری در دل کویر، و از اینجور اسامی قشنگه ولی فقط واسه کسایی که تو آرون بیدگل زندگی نمی کنند. مال مهمانهای نوروزی (تنها مسافرانی که به برکت کاشان و نقشه های راهنمای گردشگران از داخل این شهر بن بست دیدن می کنن) وگرنه اسم با مسما بخواین می شه گفت قبرستانی در دل کویر! اکثر مردم آران و بیدگل می فهمن قبرستانی در دل کویر یعنی چه. قبرستونی در دل کویر یعنی امامزداه هاشم و بغل دستیش، قبرستونی در دل کویر یعنی امامزاده محمد هلال، قبرستونی در دل کویر یعنی طبقه زیرین فرمانداری! (البته اونجا مرده شور خونه بوده!)، قبرستونی در دل کویر یعنی طبقه زیرین مخابرات، قبرستونی در دل کویر یعنی طبقه زیرین ساختمان شهرداری، قبرستونی در دل کویر یعنی قبر بابابزرگ من زیر اتاق پذیرایی خونه رفیقم، قبرستونی در دل کویر یعنی قبر فلان فامیل مرحوم ما دو تا کوچه بالاتر، قبرستونی در دل کویر یعنی محل تفریح بروبچ قبرستون پشت محمد هلال، قبرستونی در دل کویر یعنی هرکی از خونه در می یاد مسیرش یکی از قبرستونای شهره، قبرستونی در دل کویر یعنی شب جمعه ها محل دختربازی پسرا پای قبر شهدا بودن، قبرستونی در دل کویر یعنی سرقبر مرده هامون به اتفاق خانواده افطار کردن، قبرستونی در دل کویر یعنی صبح عید فطر سر قبر صبحانه خوردن، قبرستونی در دل کویر یعنی دخترخانما شب جمعه ها تابستونا سر قبرا تخمه بخورن و زمستونا هم شلغم و همزمان با چشمانی تیز جستجوکنان در اطراف به دنبال شوهر باشن. قبرستونی در دل کویر یعنی از خوندن نام روی سنگ قبر جاخوردن!

(حضرات قبرو پیش خرید کردن سنگی هم به نام خودشون گذاشتن روش و خودشون مشغول کسب رزق و روزی)، قبرستونی در دل کویر یعنی همین که دارین هر روز می بینین.

به جای کویریان سبزدل می تونیم بگیم کویریان مرده پرست و یا به جای دروازه کویر مرکزی ایران می تونیم بگیم دروازه کویر مرکزی کاشان! یا پله ترقی اکوتور کاشان! مهم نیست اگه گفتن دریاچه نمک قم یا دریاچه نمک کاشان، مهم نیست اگه گفتن کاروانسرای مرنجاب کاشان، مهم نیست منطقه بین المللی مرنجاب و دریاچه نمک به یکی از افتخارات کاشان بدل بشه، مهم نیست اتوبان تهران اصفهان (بخشی از کریدور ترانزیتی بین المللی شمال جنوب) به جای عبور از شرق و شمال آران و بیدگل از مسیر پرت فین عبور کنه، مهم نیست اگه رصدخانه ملی ایران در کویر مرنجاب آران و بیدگل اول کار با اسم کاشان گره بخوره. مهم اینه که ما در مدخل شهر تابلو داریم که دروازه کویر بودنمون را اثبات می کنه! مهم اینه که به اولویت اولمون رسیدگی کنیم. (آران؟ بیدگل؟ آران و بیدگل؟ بیدگل کاشان؟ آران کاشان؟ چی ها.....................

منبع


?فريدون کدخدايی | شنبه, بهمن 17, 1388 |  پیوند  | 0 نظر | ارسال نظر